در سکوت ظلمانی، زمین را مملو از ادعاها دیدم
گویا خاموشی خورشید متعلق به اوست

قرن‌ها گذشت و همچنان به گردش خود ادامه داد
خاک سردش گورستان صدها پادشاه و گدا بود

جای پاهایمان که به یادگار مانده بود
اثری از ناباوری‌های جهانی بی‌صدا بود

در میان ناباوری‌ها، سختی‌ها را پشت سر گذاشتیم
بی‌صدا رفتیم و دنیا هنوز پر از بلاست

برای آنان که کتاب زندگی را خوانده‌اند
داستان زیستن و رفتن، سرودی آشنا است

زندگی تصویری از دیده‌های ناگفته است
صحنه‌هایی که در این دنیای فانی ارزشمندند

هر لحظه و هر بیداری در زندگی فرصتی است
حکمت هر خواب و بیداری ما با خداست