تا وقتی عاشقی جهان گلستان است
غزل
«تا وقتی عاشقی، جهان گلستان است»
به رویت هر نظر آیینهفشان است،
نگاهت شور و شوق کهکشان است.
دلم در بند زلفت مانده ای یار،
که هر پیچش بهاری بیکران است.
تو آن مهتابی و من شمع شبزی،
که راهت روشن از جان و زبان است.
اگر بیتو شبی را سر کنم من،
همان شب سرد و تاریک و خزان است.
به نامت شعر میرویانم ای عشق،
که نامت ورد صبح عاشقان است.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 22:58 توسط کاربر
|