نیمه پیدا همه فردای منی تو
نیمهی پیدا، همهفردایِ منی تو
آنسویِ این شبِ بیپنجره، چراغِ منی تو
نه وعده میدی، نه رؤیای دروغینِ مدام
همان یقینِ وسطِ شک و تردیدِ منی تو
وقتی جهان خسته شد از خودش و راهِ خودش
آخرِ این بنبستِ بیمعبرِ منی تو
من با تو کامل شدم، بیآنکه بدانی چرا
تعریفِ سادهی «من»، بعدِ منی تو
اگرچه گم میشوم از هیاهویِ زمان
آنجا که باید بایستم، قرارِ منی تو
نه نیمهای گمشده، نه آرزویِ محال
تمامِ آنچه که باید… هستیِ منی تو
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم دی ۱۴۰۴ ساعت 12:11 توسط کاربر
|